گاهی تاریخ در یک لحظه خلاصه میشود؛ لحظهای که حضور یک انسان، میزان سنجش انسانیت میشود.
ولادت حضرت صدیقه طاهرهسلاماللهعلیها، در تاریخ اسلام صرفاً یک مناسبت ولادتی نیست؛ گشودهشدن دریچهای است به سوی فهمی دوباره از نسبت انسان با معنا، کرامت و مسئولیت. هر سال که این روز از راه میرسد، جامعه ما فرصتی مییابد تا آینهای در برابر خود بگیرد و ببیند در کجای مسیر اخلاق، عدالت و مهرورزی ایستاده است. فاطمه زهرا(س) تنها دختر پیامبر نیست؛ «الگوی امتدادی زیست مؤمنانه» است؛ یعنی راهی که از گذشته آغاز شده و در اکنون ما ادامه دارد.
در جهانی که سرعت، رقابت و مصرفگرایی سیطره یافته، نام فاطمه(س) همچون نقطهای ایستادگی است؛ نقطهای که انسان را برمیگرداند به بنیادهای درونیاش. این بازگشت، بازگشت به نوعی «هویت اخلاقی» است؛ هویتی که در آن، ارجمندی زن، جایگاه خانواده، مشارکت اجتماعی و مسئولیت نسبت به رنج دیگران، همزمان و در کنار هم معنا مییابد. فاطمه(س) را نمیتوان در یک نقش محدود کرد؛ او همزمان بانوی عبادت، کنشگری اجتماعی در دفاع از حق، تکیهگاه خانواده و چهرهای آگاه در برابر تحولات سیاسی عصر خود است.
روز ولادت او یادآور این است که جامعه تنها با قانون و اقتصاد نمیزید؛ جامعه با «روح» زنده میماند. این روح، همان شبکه ارزشهایی است که افراد را به هم پیوند میدهد: محبت، عفت، عدالتخواهی، همدلی، و پاسداشت کرامت انسان. هرگاه این ارزشها کمرنگ شوند، شکافی در بافت اجتماعی پدید میآید؛ شکافی که تنها با بازخوانی الگوهای عمیق اخلاقی پر میشود. فاطمه(س) یکی از همین الگوهای عمیق است؛ الگوی زنی که نه تنها قدسی است، بلکه در متن زندگی اجتماعی نیز حضور دارد.
از همین رو، سخنگفتن از ولادت حضرت زهرا(س) تنها روایت تاریخ نیست؛ بازخوانی نسبت ما با جهان امروز است. جامعهای که نام فاطمه را بر زبان دارد اما از رنجهای پنهان زنان، از فشارهای اقتصادی بر خانوادهها، از تنهایی مادران و از نابرابریهای اجتماعی غافل است، در حقیقت از روح فاطمی فاصله گرفته است. جامعه فاطمی، جامعهای است که در آن، کرامت فردی و عدالت جمعی همزمان دیده میشود.
بههمین دلیل، این روز برای ما نه یک جشنِ صرف، که یک «یادآوری اجتماعی» است: یادآوری اینکه میتوان مهربانی را اصل روابط گذاشت؛ میتوان عدالت را نه در شعار، بلکه در تصمیمهای کوچک روزمره زنده نگه داشت؛ و میتوان میان قداست و کنش اجتماعی پلی زد که انسان را به مسئولیت واقعیاش بازگرداند.
ولادت حضرت زهرا(س)، بهویژه در زمانهای که بحران معنا بسیاری از جوامع را در بر گرفته، فرصتی است برای بازاندیشی در اینکه «چه نوع انسانی» میخواهیم باشیم و «چه نوع جامعهای» میخواهیم بنا کنیم. او نماد انسانی است که از آگاهی دینی، حساسیت اجتماعی و پاکی درونی تغذیه میکند؛ و همین پیوند سهگانه است که میتواند جامعه امروز ما را از پراکندگی و فرسایش اخلاقی حفظ کند.
در نهایت، این روز ما را دعوت میکند تا از سطح مناسبات روزمره عبور کرده و دوباره «حقیقت زن» را در آیینه فاطمه(س) بنگریم؛ زنی که توانست معنای حضور، شجاعت و پاکی را در تاریخ و در خانه، در مسجد و در جامعه، در عرصه دفاع از حق و در تربیت انسانهای والا با هم جمع کند. اگر جامعه ما بتواند این نگاه امتدادی را حفظ کند، ولادت او نه فقط یک آیین سالانه، بلکه نقطهای برای نوسازی معنوی و اجتماعی خواهد بود.
