🔹در روز بزرگداشت شیخ مفید، بازگشت به اندیشههای او نه صرفاً مرور یک چهرهٔ تاریخی، بلکه گفتوگو با عقلی است که هزار سال پیش، میان بغدادِ سیاستزده و حوزهٔ پرتلاطم کلام، توانست برای جهان شیعه نقشهای نظری ترسیم کند؛ نقشهای که هنوز خطوط اصلی سیاست دینی را روشن میکند.
🔹شیخ مفید را معمولاً در قامتِ فقیه و متکلم میشناسند؛ انسان دقیقی که «المقنعه» و «اوائل المقالات» را بهسان ستونهای دستگاه فکری شیعه بنا کرد. اما زیست فکری او چیزی فراتر بود؛ او سیاست را نه از درِ خطابه و هیجان، بلکه از پنجرهٔ عقل کلامی مینگریست و همین نگاه است که امروز نیازمند بازخوانی است.
🔹در زمانهای که خلافت عباسی و حکومت آلبویه دوآلیتی شکننده از قدرت را پدید آورده بودند و جامعهٔ شیعی میان انزوا و مشارکت معلق بود، مفید با صراحتی کمنظیر امامت را بهمثابه «ریاسه عامه» بازتعریف کرد؛ نهادی که بنیان مشروعیت، عدالت و تدبیر اجتماعی را در خود دارد. او امامت را شأنی روحانی یا نمادی تاریخی نمیدید؛ آن را صورت تامّ سیاست عادلانه در جهان انسانی میدانست، بهگونهای که انگار مسألهٔ دولت و سامان اجتماعی نه در حاشیه، بلکه در متن سنت شیعی قرار دارد. همین نگاه بود که بعدها در آثار سید مرتضی و شیخ طوسی امتداد یافت و تبدیل به بدنهٔ اصلی سیاستورزی اندیشهٔ شیعی شد.
🔹اما برجستگی مفید در همین نقطه متوقف نمیشود. او در مواجهه با دولتهای غیرمعصوم، بهجای انفعال و بهجای تن دادن به توهم تصرف یا انتظار محض، راهی میانه و عاقلانه را بنیان گذاشت. حضور فقیه در مدیریت اجتماعی، قضاوت، و تنظیم روابط عمومی از دید او نه تأیید ساختارهای موجود بود و نه انکار آنان؛ بلکه تلاشی برای ادارهٔ حداقلی جامعه در عصر غیبت، بر اساس «اذن عام امام». این نگاه، شالودهٔ روشنی برای حضور اجتماعی شیعه در دورههای بعد شد؛ رگهای که میتوان اثرش را از فقه دورهٔ صفویه تا مباحث فقه سیاسی در مشروطه دنبال کرد.
🔹در لایهای عمیقتر، مفید را باید نخستین متفکری دانست که نقش اجتماعی فقیه را صورتیبندی کرد. او به روشنی نشان داد که وظیفهٔ فقیه تنها بیان احکام فردی یا پاسخ به شبهات نیست؛ بلکه هدایت معرفتی و مدیریت اجتماعی دو سوی یک رسالتاند. در دستگاه او، غیبت امام به معنای تعطیلی مناسبات اجتماعی نیست، بلکه دعوتی است برای بلوغ نقش عقلانی فقیه؛ بلوغی که بعدها فقه را از دایرهٔ فردی به افق اجتماعی و نهادی کشاند و امکان گفتوگو با مسائل جدید را فراهم کرد.
🔹بازگشت به شیخ مفید یعنی بازگشت به عقل منظم. در جهانی که سیاست بیش از اندازه، شتابزده و واکنشی شده است، مفید یادآوری میکند که سیاست دینی بدون تکیه بر عدالت، مشروعیت، تخصص و اخلاق، از درون تهی میشود. او نشان میدهد که سیاست نه میدان قدرتنمایی، بلکه میدان استقرار معناست؛ جایی که عقل، نص و تجربهٔ تاریخی باید در کنار هم بنشینند تا جامعهای عادلانه ممکن شود.
♦️شاید مهمترین دستاورد مفید این باشد که پرسشی را برای همیشه در دل سنت شیعی تثبیت کرد: اگر امام غایب است، چگونه میتوان جامعه را عادلانه اداره کرد؟ این پرسش نه تاریخی است و نه تکراری؛ همچنان قلبِ سیاست دینی معاصر را تشکیل میدهد. و شاید همین دلیل کافی باشد که در روز بزرگداشتش، بهجای تجلیل صرف، اندیشهٔ او را دوباره بخوانیم؛ نه برای گذشته، بلکه برای آنچه هنوز در راه است.
