3

هویت، ریشهٔ تمدن است

  • کد خبر : 4456
  • 19 آبان 1404 - 9:28
هویت، ریشهٔ تمدن است

انسان بدون حافظه، امت بدون تاریخ، و ملت بدون اصالت، هیچ‌کدام دوام ندارند. تاریخ را نمی‌توان تنها دفتر وقایع دانست؛ تاریخ در حقیقت، حافظهٔ وجودیِ انسان جمعی است، جایی که کرامت شکل می‌گیرد و معنا از دلِ استمرارِ حق و عدالت پدید می‌آید. از همین افق، نخستین نگاه به حقوق بشر در جهان نه در […]

انسان بدون حافظه، امت بدون تاریخ، و ملت بدون اصالت، هیچ‌کدام دوام ندارند. تاریخ را نمی‌توان تنها دفتر وقایع دانست؛ تاریخ در حقیقت، حافظهٔ وجودیِ انسان جمعی است، جایی که کرامت شکل می‌گیرد و معنا از دلِ استمرارِ حق و عدالت پدید می‌آید. از همین افق، نخستین نگاه به حقوق بشر در جهان نه در مجالس قانون‌گذاریِ مدرن، که در اندیشهٔ باستانِ انسانِ الهی آغاز شد؛ آن دم که کوروش، پادشاهِ ایران، منشوری نگاشت که حقِ آزادی و احترامِ به انسان را بر خاکِ قدرت نوشت. قرن‌ها بعد، در مدینه، پیامبری برخاست که بر پایهٔ ایمان و هم‌زیستی، قراردادِ اجتماعیِ تازه‌ای بنا کرد؛ و هر دو، در سکوتِ فاصلهٔ زمانی‌شان، به یک معنا اشاره کردند: اینکه کرامت، اساس تمدن است، و قانون اگر از انسان فاصله بگیرد، ضدِ عدالت می‌شود.

هویتِ ملت‌ها از این نقطه زاده می‌شود. اصالت، نه یک مفهومِ تاریخی، بلکه نیرویی درونی برای دوامِ فرهنگ است. تمدن، زمانی روح می‌گیرد که هویتْ پشتوانهٔ آن باشد؛ وگرنه، هر پیشرفتِ تکنیکی به زوالِ معنوی ختم می‌شود. آنکه تاریخِ خود را می‌شناسد، تنها گذشته را حفظ نمی‌کند، بلکه امکانِ آینده را می‌سازد. ملتِ بی‌هویت، هرچقدر مقتدر باشد، از درون تهی است؛ چون حافظه‌اش پاک شده و اصالتش از یاد رفته.

تربیت نیز از همین گوهر سرچشمه می‌گیرد. تربیت اگر از اصالت جدا شود، جسمی بدون جان است. جامعه‌ای که ارزش‌ها را از تاریخِ خود نگیرد، در برابرِ بحران‌های فرهنگی بی‌پناه می‌شود. تاریخ، همیشه گریبانِ امتی را می‌گیرد که خود را از ریشه جدا کند؛ زیرا ریشه، نه نمادِ گذشته، بلکه شرطِ زنده ماندنِ معناست.

از منشورِ کوروش تا صحیفهٔ مدینه، یک مسیرِ مشترک وجود دارد: تلاش برای پیوندِ قدرت و عدالت، ایمان و قانون. این مسیر، فلسفهٔ هویت است؛ و ملتِ ایرانی، تنها زمانی می‌تواند تمدنِ خود را نوسازی کند که یاد کند چگونه پیش‌تر در تاریخ، قانون را برای انسان نوشت، نه انسان را برای قانون.

اصالت، سرچشمهٔ تمدن است؛ از آن، تربیت زاده می‌شود، و از تربیت، فرهنگ. هرگاه این سلسله گسسته شود، تمدن فرو می‌پاشد، و انسان از معنا جدا می‌گردد. تمدنِ ماندگار، همان است که ریشه‌هایش در حافظه و عدالت تنیده است؛ زیرا تاریخ، نه سایهٔ گذشته، که آئینه هویت حال است.

لینک کوتاه : https://seratzanjan.ir/?p=4456
  • نویسنده : گروه اجتماعی صراط
  • ارسال توسط :
  • 66 بازدید
  • دیدگاه‌ها برای هویت، ریشهٔ تمدن است بسته هستند

برچسب ها

ثبت دیدگاه

مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : ۰

دیدگاهها بسته است.