بازداشت شبانه نیکلاس مادورو در محل استقرارش در کاراکاس پایتخت ونزوئلا توسط نیروهای ویژه آمریکایی بعنوان یک نمایش تبلیغاتی رسانهای جلوه میکند که تلاش دارد قدرت و نفوذ ایالات متحده را در جهان برجسته سازد. این اقدام که از سوی دستگاه تبلیغاتی غرب بعنوان نشانه اقتدار اطلاعاتی و نظامی آمریکا منتشر شد، بیش از آنکه بیانگر قدرت واقعی واشنگتن باشد، تلاشی برای بازسازی چهرهای است که در میادین واقعی نبرد در هم شکسته است. از این منظر، بازداشت مادورو بیشتر یک عملیات فضاسازی رسانهای هدفمند است تا پیروزی استراتژیک در جغرافیایی حیاتی که منافع آمریکا و متحدانش در آن به شدت در خطر است.
آزمونهای متعدد در میدانهای مقاومت و درگیریهای منطقهای به روشنی ضعف و ناکارآمدی آمریکا را نشان دادهاند. تجربه بیش از دو سال جنگ غزه که در آن آمریکا به همه توان با اسرائیل همکاری کرد اما موفق به نابودی و حذف حماس نشد، بیانگر محدودیتهای قدرت نظامی واشنگتن است. همچنین تلاش برای نابودی حزبالله و ایجاد کمربندی امنیتی در اطراف اسرائیل نیز ناکام ماند و این گروه توانسته موقعیت خود را حفظ کرده و حتی به حملات خود علیه اهداف صهیونیستی ادامه دهد. ناوگان نظامی آمریکا در دریای سرخ نیز در مقابله با انصارالله ناکام ماند و این شکستها تصویر ابرقدرتی آمریکا را در منطقه زیر سوال برده است.
اوج ناتوانی آمریکا در برابر ایران آشکار شده است. نبردهای چندروزه است.جنگ ۱۲روزه تحمیلی بین ایران در یکسو و رژیم صهیونیستی، آمریکا و ناتو، نشان داد که ایران با استفاده از توان موشکی و دیپلماتیک خود اراده واشنگتن را در میدانهای استراتژیک به چالش کشیده است. آمریکا نه تنها جرأت پاسخگویی همه جانبه نداشت بلکه در برخی موارد واکنشی نمایشی و محدود انتخاب کرد. همچنین در برابر نفوذ روزافزون ایران در منطقه خلیج فارس و اقدامات سیاسی_ امنیتی ایران در این منطقه، واشنگتن بارها نشان داد گزینههای محدودی دارد و توان مدیریت بحرانها در منطقه را از دست داده است.
جان کلام اینکه بازداشت مادورو و برجستهسازی رسانهای این اقدام، در واقع تلاشی برای سرپوش گذاشتن بر شکستهای راهبردی آمریکا در عرصه منطقهای است. این فضاسازی روانی با هدف بازتولید تصویر قدرت نافذ واشنگتن انجام میشود، در حالی که واقعیتهای میدانی از فرسایش موقعیت هژمونیک آمریکا حکایت دارد. تمرکز ایالات متحده بر اهداف کمهزینه و اجرای عملیات نمایشی و هالیودی، بیش از آنکه نشان دهنده اقتدار واقعی باشد، بیانگر قدرت نمایی محدود برای پنهان کردن ناکامیهای بزرگتر است. این رویکرد، نشانه ناتوانی آمریکا در مواجهه با میدانهای اصلی، تأکیدی بر افول نظم مورد نظر این کشور و گواهی بر سردرگمی راهبردی در سیاست خارجی واشنگتن است، روندی که شاید پیامدهای مهمی برای آینده منطقه و بازیگران کلان قدرت به همراه داشته باشد./حسین نجفی
