2

وحدت حوزه و دانشگاه؛ از هم‌افزایی نهادی تا «احساس وظیفه» دانشی

  • کد خبر : 4602
  • 27 آذر 1404 - 10:54
وحدت حوزه و دانشگاه؛ از هم‌افزایی نهادی تا «احساس وظیفه» دانشی

«یک چیز دیگری که به نظر من توی حوزه‌های علمیه وجود دارد و به آن توجه می‌شود و اهتمام می‌شود و خوب است که در دانشگاه‌ها بیاید، احساس وظیفه کردن در این درس خواندن است.» — بیانات در مراسم سالگرد شهادت دکتر مفتح، ۱۳۶۴/۹/۲۶ مسأله «وحدت حوزه و دانشگاه» از نخستین سال‌های پس از انقلاب […]

«یک چیز دیگری که به نظر من توی حوزه‌های علمیه وجود دارد و به آن توجه می‌شود و اهتمام می‌شود و خوب است که در دانشگاه‌ها بیاید، احساس وظیفه کردن در این درس خواندن است.»
— بیانات در مراسم سالگرد شهادت دکتر مفتح، ۱۳۶۴/۹/۲۶

مسأله «وحدت حوزه و دانشگاه» از نخستین سال‌های پس از انقلاب اسلامی، صرفاً به‌عنوان یک پروژه اداری یا پیوند صوری میان دو نهاد آموزشی مطرح نبوده است؛ بلکه در عمق خود حامل یک دغدغه تمدنی بوده است: تولید دانشی که مسئولانه، جهت‌مند و متعهد به نیازهای واقعی جامعه باشد.

در همین افق، تأکید رهبر انقلاب در سالگرد شهادت دکتر مفتح بر «احساس وظیفه در درس خواندن» واجد معنایی فراتر از توصیه‌ای اخلاقی یا فردی است. این جمله کوتاه، در واقع ناظر به یک تفاوت ساختاری میان سنت حوزه و وضعیت رایج آموزش دانشگاهی است؛ تفاوتی که اگر به‌درستی فهم و منتقل شود، می‌تواند نقطه کانونی تحقق واقعی وحدت حوزه و دانشگاه باشد.

«تحصیل» یا «تعهد»؟ مسئله بنیادین آموزش عالی

در سنت حوزه‌های علمیه، درس خواندن غالباً نه یک فعالیت صرفاً فردی برای ارتقای جایگاه اجتماعی، بلکه نوعی «تکلیف» تلقی می‌شود؛ تکلیفی در برابر دین، جامعه و تاریخ. طلبه می‌داند که دانسته‌هایش دیر یا زود باید در قالب هدایت فکری، پاسخ‌گویی به مسائل اجتماعی، یا دفاع از حقیقت دینی ایفای نقش کند. از همین رو، علم در حوزه ذاتاً با مسئولیت گره خورده است.

در مقابل، بخش قابل توجهی از نظام آموزش دانشگاهی، به‌ویژه در دهه‌های اخیر، به سمت کارکردگرایی صرف سوق یافته است؛ جایی که «مدرک»، «شغل» و «موقعیت فردی» به انگیزه غالب تحصیل بدل شده‌اند. این وضعیت، هرچند دستاوردهای فناورانه و تخصصی مهمی داشته، اما در بسیاری موارد پیوند دانش با دغدغه اجتماعی، هویتی و اخلاقی را تضعیف کرده است.

اشاره رهبر انقلاب دقیقاً بر همین گسست دست می‌گذارد: آنچه باید از حوزه به دانشگاه منتقل شود، نه شیوه سنتی تدریس یا ساختار آموزشی، بلکه «روح مسئولیت‌مندی در علم‌آموزی» است.

دکتر مفتح؛ نماد علمِ مسئول

نام‌بردن از این نکته در مراسم سالگرد شهادت دکتر محمد مفتح نیز اتفاقی نیست. مفتح یکی از چهره‌هایی بود که به‌صورت زیسته، وحدت حوزه و دانشگاه را نمایندگی می‌کرد؛ نه فقط با حضور هم‌زمان در هر دو فضا، بلکه با تلاشی مداوم برای پیوند دادن تفکر دینی با مسائل عینی جامعه روشنفکری و دانشگاهی پیش از انقلاب.

در این چارچوب، شهید مفتح نماد عالمی است که دانش را نه برای انزوا، بلکه برای مداخله آگاهانه در میدان اجتماع می‌خواست. از این منظر، یاد او یادآوری این حقیقت است که وحدت حوزه و دانشگاه بدون «احساس وظیفه» در تولید و مصرف علم، به شعاری بی‌اثر تقلیل خواهد یافت.

بازخوانی وحدت حوزه و دانشگاه در زمانه ما

امروز، با پیچیده‌تر شدن مسائل اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی، بیش از هر زمان دیگری به دانشی نیاز داریم که خود را در برابر سرنوشت جامعه بی‌تفاوت نداند. بازخوانی سخن سال ۱۳۶۴ رهبر انقلاب نشان می‌دهد که وحدت حوزه و دانشگاه، در معنای عمیق آن، پروژه‌ای تمام‌شده نیست، بلکه یک فرآیند دائمی است؛ فرآیندی برای تزریق «تعهد معنایی» به دانش تخصصی.

اگر دانشگاه بتواند «احساس وظیفه» را به‌مثابه جزء هویتی تحصیل بازتعریف کند، و اگر حوزه نیز هم‌زمان بتواند زبان و مسائل روز دانشگاه را بهتر فهم و هضم کند، آنگاه وحدت مورد نظر، از سطح همکاری‌های سازمانی فراتر رفته و به هم‌افزایی حقیقی در تولید علم نافع خواهد رسید.

در نهایت، وحدت حوزه و دانشگاه نه به ادغام نهادی می‌انجامد و نه به حذف تفاوت‌ها؛ بلکه به هم‌داستانی در پاسخ به یک پرسش بنیادین منتهی می‌شود: علم برای چه و برای که؟
پاسخی که بدون «احساس وظیفه»، هرگز شکل نخواهد گرفت.

لینک کوتاه : http://seratzanjan.ir/?p=4602
  • نویسنده : گروه اجتماعی صراط
  • ارسال توسط :
  • 50 بازدید
  • دیدگاه‌ها برای وحدت حوزه و دانشگاه؛ از هم‌افزایی نهادی تا «احساس وظیفه» دانشی بسته هستند

برچسب ها

ثبت دیدگاه

مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : ۰

دیدگاهها بسته است.